بهگزارش قدس آنلاین، در ۲۴ساعت گذشته وزیر خزانهداری آمریکا اعلام کرد توافق برای گشایش تنگه هرمز ممکن است «امروز یا فردا» حاصل شود. مارکو روبیو نیز از پیشرفت گفتوگوها خبر داد، هر چند تأکید کرد هنوز توافق نهایی شکل نگرفته است. قطر، عمان و پاکستان میان دو طرف پیام و پیشنویس جابهجا میکنند و امید دارند ظرف چند روز راهی برای کاهش تنش پیدا شود.
اما ایران تأکید دارد مذاکره مستقیمی با آمریکا در جریان نیست و گفتوگوها فعلاً با عمان و درباره سازوکار عبور کشتیها انجام میشود. این تفاوت در روایتها اهمیت دارد. واشنگتن میکوشد از «توافق با ایران» سخن بگوید؛ ایران مذاکره را به مسئلهای فنی و منطقهای محدود کرده و نمیخواهد توقف درگیری به پذیرش شروط یکطرفه آمریکا تعبیر شود.
مناقشه بر سر مسیر، نه اصل عبور
گفتوگوهای ایران و عمان بر ایجاد یک مسیر موقت و واحد در تنگه متمرکز شده است. پیشنهادهایی برای ایجاد چند کریدور، از جمله مسیری در جنوب تنگه و دور از نظارت ایران، با مخالفت روبهرو شدهاند. پاکسازی مینها، نحوه ارائه خدمات دریایی و احتمال دریافت هزینه از کشتیها نیز از دیگر موارد اختلاف است.
این جزئیات فنی در واقع هسته سیاسی مناقشه را آشکار میکنند. آمریکا از «آزادی کشتیرانی» سخن میگوید؛ اما هدف عملی آن ایجاد مسیری است که عبور کشتیها به هماهنگی با ایران وابسته نباشد. در مقابل، ایران اعلام کرده شرایط هرمز به وضعیت پیش از جنگ بازنخواهد گشت و ایجاد «کریدور دوم» را نمیپذیرد.بنابراین توافق احتمالی فقط زمانی پایدار خواهد بود که روشن کند چه کسی مسیر را تعیین و امنیت آن را تضمین میکند و مسئولیت حوادث را بر عهده میگیرد. بدون پاسخ به این پرسشها، گشایش تنگه ممکن است به عبور محدود چند کشتی منجر شود، اما بحران را حل نخواهد کرد.
واقعیت دریا هنوز با خوشبینی سیاسی فاصله دارد
در همان روزی که مقامهای آمریکایی از توافق قریبالوقوع سخن گفتند، یک کشتی باری با پرچم لیبریا در نزدیکی سواحل عمان هدف پرتابهای ناشناس قرار گرفت. آتشسوزی در بخش اقامتی کشتی گزارش و یکی از خدمه مفقود شد.تردد در هرمز نیز همچنان نزدیک به توقف باقی مانده است. در روز گذشته تنها ۶کشتی از تنگه عبور کردهاند؛ در حالی که پیش از جنگ، میانگین روزانه عبور به حدود ۱۳۰فروند میرسید.
صدها کشتی منتظر خروجاند و بازار نفت همچنان هر خبر مثبت یا منفی از مذاکرات را با نوسان قیمت پاسخ میدهد.
این فاصله میان فضای سیاسی و وضعیت عملیاتی، دلیل اصلی شتاب واشنگتن برای دستیابی به توافق است. اسکورت نظامی و محاصره بنادر ایران نتوانسته عبور عادی کشتیها را بازگرداند. اکنون همان مسئلهای که قرار بود با فشار نظامی حل شود، به موضوع مذاکره با میانجیگری کشورهای منطقه تبدیل شده است.
ترامپ، دربهدر به دنبال خروج
فشار فقط در دریا نیست. محبوبیت ترامپ به ۳۵درصد کاهش یافته و افزایش قیمت بنزین به یکی از محورهای انتقاد داخلی تبدیل شده است. بیشتر آمریکاییها خواهان پایان جنگاند و نزدیک شدن انتخابات میاندورهای، زمان را برای کاخ سفید محدود کرده است.ترامپ پس از چند بار تهدید به حمله گسترده و عقبنشینی از آن، اکنون به توافقی نیاز دارد که بتواند آن را بهعنوان پیروزی معرفی کند. اعلام «گشایش کامل هرمز» میتواند چنین تصویری بسازد؛ اما تکرار عقبنشینیها از تهدید نظامی، قدرت چانهزنی او را کاهش داده است.ایران نیز با مشکلات اقتصادی و هزینههای جنگ روبهرو است، اما میداند هر روز اختلال در هرمز، فشار سیاسی و اقتصادی بیشتری بر واشنگتن وارد میکند. به همین دلیل، صرف باز کردن مسیر بدون دریافت تضمین درباره محاصره دریایی و نحوه مدیریت تنگه، با منطق مذاکره ایران سازگار نیست.
از تهدید نظامی تا مذاکره درباره نقشه دریا
جنگ بر سر هرمز وارد مرحله تازهای شده است. دیگر بحث فقط بر سر حمله به کشتیها یا اعزام ناوها نیست؛ مذاکره بر سر نقشه مسیر، قواعد عبور و حدود اختیار طرفها آغاز شده است.آمریکا همچنان از آزادی کامل کشتیرانی سخن میگوید و ایران بر مسیر واحد و مدیریت شده اصرار دارد. اگر توافقی شکل بگیرد، مهمتر از تعداد کشتیهای عبوری، پاسخی است که به این پرسش میدهد: پس از پنج ماه جنگ، قواعد هرمز را چه کسی تعیین خواهد کرد؟




نظر شما